مددکاری اجتماعی در ایران: سیر تحول تاریخی، ساختار آموزشی، ساختار خدمات حاکمیتی و چالشهای صنفی
کاری از مجموعه رسانه های مددکاری اجتماعی ایرانیان
مددکاری اجتماعی به عنوان یک نظام علمی و حرفهای تخصصی، نقشی بنیادین در ارتقای کیفیت زندگی، پیشگیری و کنترل آسیبهای اجتماعی، و تسهیل فرآیند توسعه پایدار ایفا میکند. این حرفه چندبعدی که برآمده از تلفیق پویای علوم جامعهشناسی، روانشناسی، حقوق، سیاستگذاری رفاه، توانبخشی و مشاوره است، بر مداخله علمی در روابط انسانی و ساختارهای اجتماعی تمرکز دارد.
در ایران، این رشته طی بیش از شش دهه حیات دانشگاهی و اجرایی خود، فراز و نشیبهای ساختاری و مفهومی متعددی را تجربه کرده است.
تحلیل همهجانبه مددکاری اجتماعی در ایران مستلزم واکاوی دقیق ریشههای تاریخی، ساختار آموزش دانشگاهی، حوزههای نوین مداخلات حاکمیتی، اسناد قانونی پشتیبان، و در نهایت چالشهای صنفی و ساختاری حاکم بر این حرفه است.
پیشینه تاریخی و خاستگاههای مددکاری اجتماعی در ایران
نقش ستاره فرمانفرمائیان و آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی
تکوین مددکاری اجتماعی نوین در ایران، پیوندی ناگسستنی با نام ستاره فرمانفرمائیان دارد که به عنوان مادر مددکاری اجتماعی ایران شناخته میشود. وی که فرزند عبدالحسین میرزا فرمانفرما از شاهزادگان ذینفوذ قاجار و دخترعمه محمد مصدق (نخستوزیر سابق ایران) بود، از سوی مراجع علمی بینالمللی نظیر دانشگاه هاروارد به عنوان یکی از زنان پیشگام و تاثیرگذار در تاریخ مددکاری اجتماعی ثبت شده است.
فرمانفرمائیان پس از اتمام تحصیلات تخصصی در ایالات متحده و ده سال اقامت در آنجا، به استخدام سازمان ملل متحد درآمد و در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ میلادی برای اجرای طرحهای مددکاری به کشورهای عراق، مصر، سوریه و لبنان سفر کرد. وی در خلال کار در بغداد با ابوالحسن ابتهاج، رئیس وقت سازمان برنامه ایران، ملاقات نمود و اصرار و تشویقهای ابتهاج زمینه را برای بازگشت او به وطن پس از ۱۴ سال دوری فراهم ساخت.
ستاره فرمانفرمائیان در شهریور ۱۳۳۷ با پشتیبانی دولت، «آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی تهران» را تأسیس کرد که دوره آموزشی آن در ابتدا دو ساله بود. او رویکردی عمیقاً جامعهمحور به مددکاری داشت و بر این باور بود که بهبود جامعه باید از پایینترین و محرومترین سطوح آن آغاز شود، نه از طریق تغییرات سیاسی صرف در سطح حکومتها.
وی کادر مددکاران خود را به کانونهای آسیبزا نظیر بیمارستانها، زندانها، پرورشگاهها، تیمارستانها و محلات حاشیهای گسیل داشت و نخستین مهدکودکها را برای حمایت از زنان شاغل راهاندازی نمود. او همچنین بیش از ۴۰ مرکز رفاه خانواده و تنظیم خانواده را روی زمینهای اهدایی بنا کرد و در شکلگیری سپاه دانش و سپاه بهداشت نقشی فعال داشت.
ستاره فرمانفرمائیان خاطرات و یافتههای پژوهشی خود را در قالب کتابهایی تدوام بخشید. آثار مکتوب او و شاگردانش تصویری دقیق از دغدغههای اجتماعی آن دوران ارائه میدهند:
تحولات پساانقلاب و دگرگونیهای ساختاری
پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷، حوزه مددکاری اجتماعی در ایران با دگرگونیهای شدیدی روبرو شد. ستاره فرمانفرمائیان در پی اتهاماتی از کشور خارج شد و سرانجام در خرداد ۱۳۹۱ در سن ۹۱ سالگی در لسآنجلس درگذشت.
در دهه ۱۳۴۰، فارغالتحصیلان آموزشگاه عالی خدمات اجتماعی «کانون مددکاران اجتماعی» را پایهگذاری کرده بودند که سالها بعد به «انجمن مددکاران اجتماعی ایران» تبدیل شد.
پس از انقلاب، با تأسیس نهادهای حمایتی جدید نظیر سازمان بهزیستی کشور، کمیته امداد امام خمینی و بنیاد شهید، ساختار اجرایی مددکاری بازتعریف شد و مددکاران وظایفی نظیر مدیریت بحرانهای ناشی از جنگ، حمایت از خانوادههای بیسرپرست و ترویج الگوهای حمایتی متناسب با ارزشهای اسلامی را عهدهدار شدند.
ساختار آکادمیک و سیستم آموزش عالی
فرآیند پذیرش، ضرایب کنکور و مقاطع تحصیلی
امروزه داوطلبان برای ورود به رشته مددکاری اجتماعی از شاخه علوم انسانی در کنکور سراسری، باید بر اساس ضرایب دروس در زیرگروه مربوطه رقابت کنند. این ضرایب به عنوان معیاری برای سنجش آمادگی تحصیلی داوطلبان به شرح زیر تعیین شدهاند:
| نام درس تخصصی کنکور انسانی | ضریب تحصیلی در آزمون |
| ریاضیات
|
۴ |
| علوم اجتماعی
|
۳ |
| زبان و ادبیات فارسی تخصصی
|
۲ |
| روانشناسی
|
۲ |
| اقتصاد
|
۲ |
| عربی تخصصی
|
۱ |
| تاریخ و جغرافیا
|
۱ |
| فلسفه و منطق
|
۱ |
مدت مجاز تحصیل در مقطع کارشناسی این رشته چهار سال (معادل هشت نیمسال تحصیلی) است، هرچند تکمیل کل فرآیند حرفهای و مهارتآموزیهای پیوسته گاه تا شش سال به طول میانجامد.
پذیرش دانشجو در مقطع کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی در دانشگاههای تراز اول کشور مانند دانشگاه علامه طباطبائی و دانشگاه علوم پزشکی تهران با شرط آزمون کتبی و مصاحبه تخصصی حضوری انجام میپذیرد. ظرفیت پذیرش در دانشگاههای دولتی سراسری به تفکیک دورهها در جدول زیر آمده است:
| نوع دوره آموزشی | میزان ظرفیت پذیرش کل (نفر) |
| دوره روزانه (تحصیل رایگان)
|
۴۳ |
| نوبت دوم (شبانه)
|
۲۵ |
| دانشگاه پیامنور
|
۳۰۰ |
| مؤسسات غیرانتفاعی
|
۶۰ |
در تفکیک دانشگاهی، ظرفیت پذیرش نیمسال اول دانشگاههای شاخص به این ترتیب است: دانشگاه خوارزمی (۳۰ نفر روزانه، ۳۰ نفر شبانه)، دانشگاه شاهد تهران (۳۵ نفر روزانه)، دانشگاه علامه طباطبائی (۲۰ نفر روزانه، ۱۰ نفر شبانه)، دانشگاه فردوسی مشهد (۲۰ نفر روزانه، ۵ نفر شبانه)، دانشگاه آیتالله بروجردی (۲۰ نفر روزانه) و دانشگاه یزد (۳۶ نفر روزانه).
واحدهای درسی و نظام شهریه
دروس دانشگاهی این رشته شامل دروس پایه (نظیر مبانی جامعهشناسی و روانشناسی عمومی) و دروس تخصصی است. دروس تخصصی مواردی چون مددکاری فردی، گروهی و جامعهای، روانشناسی کودک و نوجوان، توانبخشی گروههای خاص، پویایی گروهی و سرپرستی در خدمات اجتماعی را در بر میگیرد. دورههای عملی کارورزی نیز بخش عمدهای از فرآیند یادگیری تجربی را به خود اختصاص میدهند.
علاوه بر دانشگاههای دولتی، دانشگاه علمیکاربردی نیز اقدام به پذیرش دانشجو بدون کنکور در گرایشهای خانواده، سالمندان، کودکان و اورژانس بر اساس سوابق تحصیلی میکند. میزان شهریه ثابت این دانشگاه در مقاطع کاردانی ناپیوسته و کارشناسی ناپیوسته به شرح زیر است:
| مقطع تحصیلی در دانشگاه علمیکاربردی | میزان شهریه ثابت هر ترم (تومان) |
| کاردانی ناپیوسته
|
۳,۶۴۰,۰۰۰ |
| کارشناسی ناپیوسته
|
۳,۷۰۰,۰۰۰ |
واحدهای ارائه دهنده این رشته در سایر دانشگاهها شامل دانشگاه پیامنور (مراکز شیراز، سمنان، تربتحیدریه، بیرجند، بناب، فارسان، گناوه و مؤسسه مجازی فاران مهر دانش تهران) و دانشگاه آزاد اسلامی (واحدهای تهران مرکزی، علوم پزشکی تهران، اندیمشک و گناباد) است.
ساختارهای مداخلاتی حاکمیتی و فوریتهای اجتماعی
اورژانس اجتماعی و نقش آن در بحرانزدایی
یکی از پویاترین برنامههای مداخلهای سازمان بهزیستی کشور، برنامه “اورژانس اجتماعی” است که در سال ۱۳۷۸ با هدف کنترل و کاهش آسیبهای اجتماعی راهاندازی شد.
نخستین شهر مجری این طرح، شهر یزد در هشتم شهریور ۱۳۷۸ بود. فلسفه وجودی اورژانس اجتماعی بر سه اصل “تخصصی بودن”، “بهموقع بودن” و “در دسترس بودن” استوار است تا مداخلات روانی-اجتماعی پیش از اقدامات قضایی و انتظامی در اولویت قرار گیرند.
این رویکرد فعال، علاوه بر کاهش دیوانسالاری اداری، تأثیر مخرب “تئوری برچسب” را بر آسیبدیدگان به حداقل میرساند.
عرصههای کلیدی مداخلات اورژانس اجتماعی بر اساس دستورالعملهای مصوب به شرح زیر است:
- مداخله در اختلافات حاد خانوادگی و طلاق: ارزیابی صلاحیت والدین برای سرپرستی فرزندان، بررسی علل طلاق، کمک به قضات دادگاههای خانواده جهت صدور احکام مناسب و کاهش تنشهای پس از جدایی.
- حمایت از مبتلایان به اختلال هویت جنسی: ارائه حمایتهای روانشناختی و اجتماعی به مبتلایان و خانوادههای آنان و ارتقای سطح آگاهی عمومی جامعه.
- کاهش آسیبهای کودکان کار و خیابانی: توانمندسازی کودکان و خانوادههای آنان و کاهش مخاطرات ناشی از حضور کودک در خیابان.
- مداخلات حاد فوریتها: همسرآزاری، کودکآزاری، سالمندآزاری، آزار معلولان و پیشگیری از خودکشی.
پایش آماری و محدودیتهای لجستیکی اورژانس اجتماعی
سامانه تلفنی ۱۲۳ اورژانس اجتماعی در طول سالهای فعالیت خود توانسته است اعتماد عمومی جامعه را جلب کند؛ به طوری که آمار تماسهای برقرار شده با این سامانه از ۵۲,۰۰۰ مورد در سال ۱۳۸۷ به بیش از ۲۰۸,۰۰۰ مورد در ده ماه نخست سال ۱۳۸۸ افزایش یافت. این نهاد سالانه به بیش از یک میلیون نفر خدمات تخصصی ارائه میدهد و در حال حاضر در ۳۸۱ یا ۳۸۶ شهر کشور فعال است. به عنوان نمونه در استان اصفهان، مراکز اورژانس در ۲۰ شهرستان فعال بوده و ماهانه بین ۳۰ تا ۸۰ پرونده حاد را تحت پوشش حمایتی قرار میدهند.
با وجود این حجم گسترده از تقاضا، زیرساختهای فیزیکی و لجستیکی این نهاد با محدودیتهای شدیدی مواجه است. ناوگان خودرویی اورژانس اجتماعی به شدت فرسوده است؛ آخرین بار خرید خودروهای مناسبسازیشده برای این سامانه در سال ۱۳۹۱ انجام شد و پیش از آن نیز تنها در سالهای ۱۳۵۹ و ۱۳۸۷ هر بار ۱۰۰ خودرو تأمین شده بود.
تا سال ۱۳۹۹، تعداد ۲۹۷ خودروی مناسبسازیشده و ۱۰۲ خودروی سواری استیجاری در کل کشور فعال بودهاند، در حالی که این ناوگان برای پاسخگویی مؤثر به بحرانها حداقل به ۵۰۰ آمبولانس جدید نیاز مبرم دارد. مقایسه بودجه سازمان بهزیستی با سایر نهادهای موازی نشان میدهد که آسیبهای اجتماعی همواره اولویت اصلی در تخصیص منابع کلان کشوری نبودهاند.
بسترهای قانونی حمایت از اطفال و طرحهای مراقبتی مدارس
قانون حمایت از اطفال و نوجوانان مصوب ۱۳۹۹
تصویب قانون حمایت از اطفال و نوجوانان در اردیبهشت ۱۳۹۹، نقش حقوقی و کیفری مددکاران اجتماعی بهزیستی را به طور رسمی ارتقا داد. بر اساس ماده ۱ این قانون، تعاریف دقیقی برای هدایت مداخلات حمایتی تدوین شده است:
- طفل: هر فرد که به سن بلوغ شرعی نرسیده است.
- نوجوان: هر فرد زیر ۱۸ سال کامل شمسی که به سن بلوغ شرعی رسیده است.
- بیتوجهی و سهلانگاری: کوتاهی در تأمین نیازهای اساسی، وظایف حضانت، ولایت یا مراقبت از سوی والدین یا سرپرستان قانونی.
- سوء رفتار: هرگونه فعل یا ترک فعل عمدی که سلامت جسمی، روانی، اخلاقی یا اجتماعی طفل را به مخاطره اندازد.
- مفاهیم مجرمانه دیگر: بهرهکشی اقتصادی، معامله طفل، وادار کردن به فحشاء، هرزهنگاری و مواجهه با خطر شدید و قریبالوقوع.
بر اساس مواد ۲۹ و ۳۲ این قانون، رسیدگی به وضعیت مخاطرهآمیز اطفال در صلاحیت دادگاه خانواده است که با ارائه گزارش تخصصی مددکار اجتماعی بهزیستی و حضور الزامی او در جلسه دادگاه انجام میگیرد. مددکاران پس از کسب اطلاع از وضعیت بحرانی، تحقیقات لازم را آغاز کرده، والدین یا سرپرستان را دعوت نموده و اقدامات حمایتی مقتضی را جهت بازپیوند یا انتقال طفل به مراکز نگهداری امن پیگیری میکنند.
پایش سلامت روان دانشآموزان و طرح نماد
«نظام مراقبت اجتماعی دانشآموزان» (طرح نماد) به عنوان یک برنامه ائتلافی ملی با مشارکت چندین دستگاه دولتی برای پیشگیری، غربالگری و ارائه مداخلات بههنگام در مدارس کشور طراحی شده است. بر اساس آمارهای آموزش و پرورش، حدود یک درصد از دانشآموزان دچار آسیبهای اجتماعی حاد بوده و ۳۲ درصد در معرض آسیبهای رفتاری و محیطی قرار دارند. طرح نماد با فعالسازی خط ملی ۱۵۷۰ تلاش میکند تا دسترسی دانشآموزان، اولیا و معلمان را به خدمات مددکاری و روانشناختی تسهیل کند. در صورت حاد بودن وضعیت خانوادگی یا روانپزشکی دانشآموز، تیم فوریتهای روانی-اجتماعی متشکل از روانپزشک، مشاور و مددکار تشکیل شده و پیگیری پرونده را تا رفع منبع خطر بر عهده میگیرد.
با این حال، کارشناسان انتقاداتی جدی را به عملکرد یکدههای طرح نماد وارد میسازند. بررسیهای میدانی نشان میدهند که سن مصرف دخانیات و مواد مخدر در میان نوجوانان کاهش یافته است؛ به عنوان نمونه رفتارهایی نظیر استعمال تفننی قلیان در جمعهای دوستانه دانشآموزی رواج یافته و از سوی آنان فاقد قبح یا خطرات جدی پنداشته میشود. رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران معتقد است یکی از دلایل این عدم موفقیت کامل، جای خالی استخدام رسمی و استقرار مستقیم مددکاران اجتماعی متخصص در مدارس کشور است و سیستم صرفاً بر ارجاعهای برونسازمانی تکیه دارد. در کنار نماد، سازمان بهزیستی طرح ۸ ساله “مانا” (مشارکت اجتماعی نوجوانان ایران) را برای نوجوانان ۱۳ تا ۱۸ ساله در محلات اجرا میکند تا مهارتهای حل مسئله جمعی را در آنان ارتقا دهد.
شواهد تجربی و پژوهشهای کاربردی اثربخشی مداخلات
پژوهشهای علمی متعددی در ایران به بررسی اثربخشی روشهای مختلف مددکاری بر بهبود شرایط گروههای آسیبپذیر پرداختهاند که نشاندهنده لزوم توسعه رویکردهای تخصصی بالینی و جامعهمحور است.
مداخلات در بلایای طبیعی و توانمندسازی اقشار آسیبپذیر
در جریان زلزله کرمانشاه، کارآیی الگوی مداخله در بحران مددکاری اجتماعی به صورت عینی ارزیابی شد. در یک مورد پژوهی بالینی، هادی، پسر ۳ سالهای که دچار صدمات شدید روحی و جدایی از والدین شده بود (مادر بستری در بیمارستان و پدر امتناعکننده از سرپرستی)، تحت فرآیند حمایتی مبتنی بر مدل IDTR (شناسایی، کاهش استرس، جلب اعتماد و بازپیوند خانوادگی) قرار گرفت و توانست با بازگشت به کانون خانواده، تعادل روانی خود را بازپذیرد.
در حوزه زنان سرپرست خانوار که با فشارهای متعدد اقتصادی و روانی روبرو هستند، مطالعهای شبهتجربی روی ۶۰ زن سرپرست خانوار (سنین ۲۰ تا ۴۵ سال) تحت پوشش مؤسسه امام علی (ع) در تهران انجام شد. در این پژوهش، گروه آزمایش تحت ۱۰ جلسه ۹۰ دقیقهای آموزش مددکاری گروهی با رویکرد توسعه قرار گرفت. نتایج حاصل از تکمیل پرسشنامه توانمندسازی روانی و اجتماعی (ساخته محمدمرادی ۱۳۸۹) نشان داد که این مداخلات به طور معناداری باعث افزایش عزتنفس، تابآوری و خوداتکایی زنان تحت آزمون شده است.
مددکاری در اعتیاد، طلاق و پیشگیری از سالمندآزاری
در حیطه کنترل پدیده فرار از خانه، پژوهشی بر بررسی اثربخشی مددکاری اجتماعی گروهی بر دختران فراری متمرکز بود. یافتههای این پژوهش نیمهآزمایشی نشان داد که مداخلات گروهی بهزیستی به طرز چشمگیری موجب ارتقای سازگاری اجتماعی و تابآوری روانی در میان این دختران شده و احتمال بازگشت آنان به رفتارهای پرخطر را کاهش میدهد.
در زمینه کاهش پدیده سالمندآزاری، پژوهشی بالینی با رویکرد شناختی-رفتاری روی ۲۹ سالمند ایرانی (۱۴ نفر در گروه مداخله و ۱۵ نفر در گروه کنترل) انجام شد. مداخلات مددکاری متمرکز بر آموزش خانواده و اصلاح روابط بیننسلی، به کاهش ملموس تجارب تلخ آزار جسمی و روانی سالمندان در گروه آزمایش منجر شد.
همچنین در حوزه اعتیاد، مددکاران با اجرای طرحهای مدیریت مورد (نظیر پروتکلهای ماده ۱۶ برای معتادان متجاهر و طرحهای کاهش آسیب کارتنخوابهای بیسرپناه) از طریق جلسات مصاحبه بالینی، هویتیابی مدارک سجلی، پیگیری قضایی پروندهها و آموزشهای ۱۲ قدم، فرآیند ترخیص و بازگشت پایدار معتادان بهبودیافته به جامعه را تسهیل میکنند.
چالشهای کلان صنفی، فرسودگی شغلی و موانع ساختاری
واکاوی عوامل سازمانی مؤثر بر فرسودگی شغلی
فشار عاطفی ناشی از شنیدن داستانهای تروماتیک و روبهرو شدن با حجم عظیم فقر و خشونت، مددکاران اجتماعی را در معرض فرسودگی شغلی شدید قرار میدهد. پژوهش علمی پیمایشی که روی تمام مددکاران شاغل در سازمان بهزیستی استان تهران (جامعه آماری ۲۰۰ نفره) انجام گرفت، ابعاد سازمانی این پدیده را روشن ساخت. این تحقیق نشان داد که جو حاکم بر سازمان بهزیستی به شدت رسمی، بروکراتیک و فاقد انعطافهای حمایتی است. تحلیل دادهها با استفاده از رگرسیون چندگانه نشان داد که دو متغیر کلیدی درونسازمانی، تبیینکننده ۶۰ درصد از واریانس فرسودگی شغلی مددکاران هستند:
| متغیر درونسازمانی مؤثر بر فرسودگی | ضریب بتای استاندارد شده (Beta) | پیامدهای سازمانی و روانی |
| کیفیت ارتباط با همکاران
|
۰.۵۰۰ | حاکمیت جو خشک کاری، نبود روابط دوستانه و شبکههای حمایتی عاطفی در محیط کار |
| استرس شغلی مستقیم
|
۰.۳۸۲- | حجم بالای پروندهها، احساس عدم کنترل بر نتایج مداخلات و عدم تعادل کار و زندگی |
به عنوان راهکار مواجهه با این فرسودگی، پژوهشهای جدید پیشنهاد دادهاند که استفاده از روشهای درمانی مکمل مانند هنردرمانی (رواندرمانی مبتنی بر هنر) میتواند استرس شغلی مددکاران را کاهش داده و تابآوری آنان را ارتقا بخشد.
چالشهای بخش خصوصی و لایحه تأسیس سازمان نظام مددکاری
با وجود واگذاری بخشی از وظایف حمایتی به بخش خصوصی و کلینیکهای مددکاری اجتماعی، تبعیضهای ساختاری جدی در این بخش مشاهده میشود. درآمدهای بخش خصوصی به شدت نابرابر است و ارجاع پروندهها یا حمایتهای مالی سازمانهای دولتی از کلینیکها، بیش از آنکه مبتنی بر شایستگی و توان علمی کادر تخصصی باشد، تابع ارتباطات مدیران کلینیکها با منابع قدرت است. این امر فاصله طبقاتی شدیدی را میان مراکز خصوصی ایجاد کرده و امنیت شغلی مددکاران استخدامشده در این مراکز را به مخاطره انداخته است.
برای غلبه بر این تشتت صنفی و ممانعت از ورود افراد فاقد صلاحیت به این رشته تخصصی، طرح ایجاد “سازمان نظام مددکاری اجتماعی جمهوری اسلامی ایران” در ادوار مختلف مجلس (از جمله با ۵۳ امضا در سال ۱۳۹۷ و مجدداً با ۳۷ امضا در سال ۱۳۹۹) ارائه شد. ساختار شورای مرکزی پیشنهادی برای این سازمان مستقل غیردولتی به شرح زیر طراحی گردید:
- هفت نفر مددکار اجتماعی با حداقل مدرک کارشناسیارشد (برگزیده مجمع عمومی).
- یک نفر نماینده وزیر علوم، تحقیقات و فناوری.
- یک نفر نماینده وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی.
- یک نفر نماینده وزیر تعاون، کار و رفاه اجتماعی.
- یک نفر نماینده سازمان بهزیستی کشور.
رئیس سازمان نیز باید از میان اعضا با حداقل ۱۰ سال سابقه کار انتخاب و با حکم رئیسجمهور منصوب شود. وظایف کلیدی این نظام شامل صدور پروانه فعالیت، تعیین صلاحیت تخصصی، تدوین تعرفه خدمات و رسیدگی به تخلفات حرفهای در هیئتهای انتظامی تعریف شده بود.
با این حال، این طرح با مخالفتهای متعددی روبرو شد که تصویب آن را به تأخیر انداخت. منتقدان و کارشناسان مرکز پژوهشهای مجلس دلایلی همچون کمبود تعداد فارغالتحصیلان، عدم فراگیری خدمات در نقاط محروم و تضعیف بازوهای نظارتی حاکمیتی دولت (سازمان بهزیستی) را به عنوان چالشهای اصلی مطرح کرده و برخی دیگر خواستار ادغام این حرفه در نظامهای مجاور نظیر سازمان نظام روانشناسی و مشاوره یا نظام پزشکی شدهاند.
نتیجهگیری و چشمانداز توسعه حرفهای
بررسی همهجانبه مددکاری اجتماعی در ایران نشان میدهد که این حرفه از یک ساختار خیریهای سنتی در دهه ۱۳۳۰ به یک نظام علمی، قانونی و آکادمیک پویا تبدیل شده است. پیوند یافتن مداخلات مددکاران با سیستم قضایی از طریق قانون حمایت از اطفال و نوجوانان ۱۳۹۹ و توسعه ساختارهای فوریتهای اجتماعی بهزیستی، گواهی بر رسمیت یافتن کارکردهای درمانی و بحرانزدایی این علم است.
با این حال، تداوم اثرگذاری مددکاری اجتماعی منوط به حل چالشهای بنیادی ساختاری است. تا زمانی که تخصیص منابع لجستیکی به فوریتهای اجتماعی در اولویت سیاستگذاران قرار نگیرد و کمبودهای شدیدی همچون فرسودگی ناوگان آمبولانسهای ۱۲۳ مرتفع نگردد، اثربخشی میدانی کاهش خواهد یافت. همچنین، تعلل در تصویب قانون تشکیل سازمان نظام مددکاری، راه را برای نفوذ کادرهای غیرمتخصص هموار ساخته و منزلت صنفی این رشته ۶۳ ساله را مخدوش نگاه میدارد.
چشمانداز توسعه این حرفه در ایران در گرو گذار از بروکراسی خشک سازمانی، بازسازی شبکههای حمایتی برای خود مددکاران، و ایجاد عدالت اقتصادی در توزیع منابع میان مراکز خصوصی و کلینیکهای اجتماعی است.
